سریال «فاصله ها
گزارشی از پخش سریال «فاصله ها» در تابستان
گزارشی از پخش سریال «فاصله ها» در تابستان
يك دوست معمولي هيچگاه نمي تواند گريه تو را ببيند.
يك دوست واقعي شانه هايش از گريه تو تر مي شود.
دوست معمولي اسم كوچك والدين تو را نمي داند.
دوست واقعي شايد تلفن آنها را جايي داشته باشد.
دوست معمولي يك جعبه شكلات براي مهماني تو مي آ ورد.
دوست واقعي زودتر به كمك تو مي آيد و تا دير وقت براي تميز كردن ميماند.
دوست معمولي مي پندارد كه دوستي شما بعد از يك مرافعه تمام مي شود.
دوست واقعي مي داند كه بعد از يك مرافعه دوستي شما محكمتر مي شود.
دوست واقعي كسي است كه وقتي همه تو را ترك كرده اند با تو ميماند
تقدیم به یار سفر کرده که صد قافله دل همره اوست .
تو بهانه ای قشنگی که همیشه زنده باشم
به هوای دیدن تو پر شعر تازه باشم همه شب به خاطر تو
لب پنجره نشستم که تو را ببینم اما
ز فراق تو شکستم شب و روز من تو بودی
گل همیشه بهارم دلم از تو جان گرفته
به خدا در انتظارم همه جاده های دل را
پر عطر یاس کردم که تو از سفر بیائی
به تو التماس کردم نظری به این گدا کن
که به غصه ات دچار است گل پونه تو کجائی ؟
که پریسا بیقر
ار است .

تا حالا شده عاشق بشین؟؟؟
میدونین عشق چه رنگیه؟؟؟
میدونین عشقق چه مزه ای داره؟؟؟
میدونین عشق چه بویی داره؟؟؟
میدونین عاشق چه شکلیه؟؟؟
میدونین معشوق چه کار میکنه با قلب عاشق؟؟؟
مدونین قلب عاشق برای چی میزنه؟؟؟
میدونین قلب عاشق برای کی میزنه؟؟؟
میدونین ...؟؟؟
تو را مانند دنیا دوست دارم چو عطر پاک گلها دوست دارم
منم چون ماهی افتاده بر خاک تو را مانند دریا دوست دارم
بخند ای غنچه گلزار هستی که من خندیدنت را دوست دارم
تو را تنهای تنها دوست دارم تقدیم به تنها امیدم برا
ی زندگی
در غروب تنها و بي كسي نا اميد مي روم به شهر غصه هايم . شهري كه هيچ كس نباشد . حتي يك پرنده![]()
كسي نباشد كه قصه عشقم را بخواند و به حالم گريه كند .![]()
تنها و بي كس غصه هايم را در دلم نگه مي دارم تا شايد آشنايي برسد![]()
و بگويم از درد جدايي ، درد بي وفايي ، كه بنگاري من هميشه تنها بودم ، تنها هستم و تنها مي روم![]()
به شهري كه تنها باشم تا شايد در سرزمين عشق با دلي پر از غصه بميرم .
کاش می دانستی
من سکوتم حرف است
حرف هایم حرف است
خنده هایم خنده هایم حرف است
کاش می دانستی
می توانم همه را پیش تو تفسیر کنم
کاش می دانستی
کاش می فهمیدی
کاش و صد کاش نمی ترسیدی
که مبادا دل من پیش دلت گیر کند
یا نگاهم تلی از عشق به دستان تو زنجیر کند
من کمی زودتر از خیلی دیر
مثل نور از شب چشم تو سفر خواهم کرد
تو نترس
سایه ها بوی مرا سوی مشام تو نخواهند آورد
کاش می دانستی
چه غریبانه به دنبال دلم خواهی گشت
در زمانی که برای غربتت سینه دلسوزی نیست
تازه خواهی فهمید
مثل من عاشق مغرور شب افروزی نیست
ساقيا جام ميام ده که نگارنده غيب
نيست معلوم که در پرده اسرار چه کرد
آن که پرنقش زد اين دايره مينايي
کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد
فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت
يار ديرينه ببينيد که با يار چه کرد......
روح هزار پنجره در چشمهای توست
طنین عاشقانه گل در صدای توست
تندیس عاشقانه۲۵بهمن
غزل زیبایی از تولد دوباره توست
دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی
دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی

نیست که اولین بار چه کسی پا به جزیره می گذارد 
مهم آنکسی است که هیچ گاه جزبره را ترک نمی کند.
سعی کن با کسی دوست شوی و پیمان بندی که قلب
بزرگ داشته باشد تا مجبور نباشی برای وارد شدن به 
قلبش خودت را کوچک کنی،بکوش که عظمت در نگاه تو
باشد نه در آنچه که بدان می نگری.
زندگي رسم خوشايندي است.
زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ ،
پرشي دارد اندازه عشق .
زندگي نوبر انجير سياه ، در دهان گس تابستان است.
زندگي تجربه شب پره در تاريكي است.
زندگي ، بعد درخت است به چشم حشره.
زندگي حس غريبي است كه يك مرغ مهاجر دارد.
زندگي ديدن يك باغچه از شيشه مسدود هواپيماست.
خبر رفتن موشك به فضا ،
لمس تنهايي ماه ،